انگیزش و یادگیری

چكيده

مطالعات نشان ميدهند كه در ميان عوامل متعدد و گوناگون (فردي و محيطي) تأثيرگذار بر يادگيري و پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان، انگيزش نقش برجسته و بلكه مهمتري را ايفا مينمايد. شناخت و تحليل مناسب انگيزش فراگيران براي كارآيي و اثربخشي فعاليتهای يادگيري ياددهي و يادگيري اهميت زيادي دارد. هدف مقاله ي حاضر ارتقاي دانش و درك خواننده از مفهوم ، اهميت و عوامل تأثيرگذار بر انگيزش و كمك به كاربست اين دانش در انتخاب تدابير ياددهي و يادگيري ميباشد. در اين راستا تعدادي از منابع علمي مرتبط مورد مطالعه و محتواي اين نوشتار از آنها جمع آوري و تلخيص گرديده است. در اين نوشتار ابتدا مفاهيم انگيزش، انگيزه و يكي از انواع انگيزش كه در حوزه ي تعليم و تربيت حايز اهميت است، يعني انگيزش پيشرفت، مورد واكاوي قرار گرفته است؛ اهميت انگيزش در فرايندهاي ياددهي و يادگيري، و در پايان عوامل تأثيرگذار بر انگيزش فراگيران به اجمال شرح گرديده است .

انگيزش به حالتهاي دروني موجود زنده كه موجب بروز، هدايت يا تداوم رفتار او به سوي نوعي هدف ميشود، اطلاق ميشود. در تعليم و تربيت انگيزش پيشرفت اهميت برجستهاي دارد، اين اغلب با رفتار بالفعل فراگيران در نيل به اهداف همبستگي دارد. رفتار و عملكرد دانش آموزان در تحصيل بر حسب سطح انگيزش پيشرفت آنان متفاوت است. انگيزش عامل بسيار مهم و اغلب مهمترين شرط يادگيري است و اهميت آن اغلب از هوش كلي نيز بيشتر ميباشد. مجموعه اي از عوامل مرتبط با يكديگر بر انگيزش دانش آموزان براي يادگيري تاثير دارند. اين مجموعه ممكن است شامل ويژگيهاي يادگيرنده ، برنامه هاي درسي به لحاظ كمي و كيفي، ويژگي هاي معلمان ، شرايط و ويژگي هاي محيط آموزشي، فعاليتها و تكاليف يادگيري و ساير عوامل محيطي باشد. شناخت اين عوامل معلم را در انتخاب مناسب تدابير و فعاليتهاي ياددهي و يادگيري و تعامل اثربخش با فراگيران و در نهايت افزايش اثربخشي تدريس ياري مينمايد.

مقدمه

انگیزش دغدغه اصلي اكثر معلمان و همچنين مديران است . مساله انگيزش تنها منحصر به بخش تعليم و تربيت نيست، بلكه موضوع مهم عرصه هاي روانشناسي، مديريت، سلامت و بخشهاي ديگر اجتماعي ـ اقتصادي نيز ميباشد. در حقيقت، جايگاه و نقش نظام هاي تعليم و تربيت در تربيت نيروي انساني علاقه مند، مسئوليت پذير، پژوهنده و كارآمد براي سازمانهاي اجتماعي و پرورش شهرونداني شايسته براي جامعه اهميت انگيزش را در آن نظام ها برجسته تر و بنيادي تر مي نمايد.

براي نيل به يادگيري موفقيت آميز و موثر، معلمان به شاگردان برانگيخته، علاقه مند و تلاشگر نياز دارند و خواهان چنين متعلماني هستند. به سخن ديگر يادگيرندگاني كه در فعاليت هاي يادگيري و دستيابي به اهداف پرورشي، خودانگيخته و خودراهبر باشند و براي به فعاليت واداشتن آنها نياز كمتري به مشوق ها و محرك هاي بيروني و چالش معلمان وجود داشته باشد از طرف ديگر، بي علاقه گي يا پايين بودن انگيزش دانش آموزان اغلب بر معلمان تأثيرات نامطلوب مي گذارد. در واقع كمبود انگيزش موجب تحليل منابع و «پتانسيل ها » و كاهش بهره وري فرآيند تدريس ـ يادگيري مي گردد .

هنگامي كه دانش آموزان علاقه اي به موضوع درس ندارند، اين بر شيوه ي واكنش و گوش دادن آنها به معلم تأثير مي گذارد. و زماني كه بسياري از دانش آموزان بر اين باور باشند كه قادر به گذراندن درس نيستند، معلم نيز تحت تأثير قرار مي گيرد. در مواجهه با دانش آموزان بي علاقه، معلمان ممكن است با بي تفاوتي نسبت به يادگيري و پيشرفت دانش آموزان و به عنوان رفع تكليف درس را به صورت يك طرفه، يك نواخت و بدون تعامل ارائه و تمام نمايد. چنين وضعيتي به صورت چرخه اي تشديد مي شود . هدف اصلي مقاله حاضر اين است كه خواننده به درك وسيع تري از مفاهيم انگيزش و انگيزه دست يابد؛ اهميت انگيزش در پيشرفت تحصيلي و تاثير متقابل آن دو را بداند؛ برخي از عوامل موثر بر انگيزش يادگيرندگان را بشناسد. و در نهايت اين مقاله براي كاربست در اتخاذ تدابير برانگيزاننده در فرآيند ياددهي- يادگيري مفيد واقع شود.

 انگيزش و انگيزه

انگيزش يكي از مهمترين منابع قدرتمند تكانه اي است كه رفتار يادگيرندگان را در آموزشگاه تحت تأثير قرار مي دهد و قدرت و پايداري رفتار را تعيين مي كند. انگيزش به يادگيرنده در دستيابي به هدف و كسب توانايي براي انجام فعاليت هاي ضروري در شرايط خاص نيرو مي دهد .انگيزش به حالت هاي دروني موجود زنده كه موجب بروز، هدايت يا تداوم رفتار او به سوي نوعي هدف مي شود، اشاره مي كند.  به سخني ديگر انگيزش را مي توان به عنوان محرك فعاليتهاي انسان و عامل جهت دهنده آن تعريف كرد  . در انگيزش عوامل احساسي، شناختي يا هر دو نقش دارند. بر اين اساس انگيزش به حالتي از احساس يا تفكر اطلاق مي شود كه در آن فرد براي انجام يا مشاركت در رفتاري خاص آمادگي دارد. اين توصيف بر انگيزش به عنوان وضعيت يا حالتي هيجاني يا شناختي تاكيد مي كند كه مستقل از عمل است. براي برخي از افراد، جنبه احساسي انگيزش و براي بعضي ديگر جنبه شناختي يا ذهني آن برجسته تر است  .  در موقعيت تدريس ـ يادگيري، انگيزش با خواست ، آمادگي و تلاش يادگيرنده براي يادگيري ارتباط دارد . مانند يادگيري، انگيزش نيز به طور مستقيم قابل مشاهده نيست، در واقع براساس مشاهده و سنجش رفتارها، در مورد انگيزش فرد قضاوت مي گردد .

انگیزه  اصطلاحي است كه اغلب با انگيزش مترادف به كار مي رود. انگيزه به حالت مشخصي اطلاق مي گردد كه سبب بروز رفتاري معين مي شود. به سخن ديگر، انگيزش عامل كلي يا علت عام مولد رفتار به حساب مي آيد، در حالي كه انگيزه علت اختصاصي رفتاري مشخص مي باشد  . شعاري نژاد بين انگيزه و محرك، عامل ديگري كه در بروز و هدايت رفتار نقش دارد، تمايز قابل مي شود و مي نويسد:  « مجمـوعه علل و عـوامل رفتار را در صــورتي كه دروني باشند، يعني از درون شخص آغاز شوند، انگيزه و اگر بيروني باشند، يعني خارج از  مجود شخص محرک  نامند»  .

اين تمايز را به شكل ديگري، تحت عناوين انگيزه هاي اوليه و ثانويه يا دروني و بيروني نيز وصف كرده اند. با اين وصف عـواملي مانند تحسين، چشم و هم چشمي، پاداش و تنبيه محرك يا انگيزه هاي خارجي محسوب مي شوند. به عوامل ديگري مانند نياز به قدر و منزلت، تعالي خويشتن و عزت نفس، ميتوان انگيزه اطلاق كرد. يكي از انگيزه هاي مهم كه با فعاليت هاي يادگيري و پيشرفت تحصيلي ارتباط نزديك دارد، انگيزه پيشرفت مي باشد. در ادامه به شرح مختصري از اين موضوع پرداخته مي شود.

 انگيزه يا انگيزش پيشرفت

انگيزه پيشرفت يعني گرايش به تلاش براي انتخاب و انجام فعاليت هايي كه هدف آنها رسيدن به موفقيت يا دوري از شكست است.  اين يكي از انگيزه هاي اجتماعي مهم است كه ارتباط خاصي با كار معلم دارد. اطلاق انگيزش پيشرفت بر اين حالت دروني بر تاثير گسترده آن بر رفتارها و فعاليت هاي مختلف تحصيلي و ويژگي هاي شخصيتي ديگر افراد دلالت مي نمايد . انگيزش پيشرفت اغلب با رفتار بالفعل فراگيران در نيل به اهداف همبستگي دارد. رفتار و عملكرد دانش آموزان درتحصيل بر حسب سطح انگيزش پيشرفت آنان متفاوت است. به عبارت ديگر، بين دانش آموزاني كه از انگيزش پيشرفت بالايي برخوردارند و دانش آموزاني كه انگيزش پيشرفت درآنان پائين يا ضعيف است، تفاوت هاي قابل توجهي مشاهده مي شود. اين تفاوتها درزمينه هاي گوناگوني شامل باورها، نگرش ها، سبك هاي اسنادي، خودكارآمدي، عملكرد تحصيلي و برخي ديگر از ويژگي هاي شخصيتي وجود دارد. دانش آموزاني كه داراي انگيزش پيشرفت بالايي هستند، در مقايسه با كساني كه انگيزش پيشرفت آنها ضعيف است مدت طولاني تر در انجام تكاليف و تلاش براي حل مسائل پافشاري مي كنند، حتي تجربه شكست نيز مانع تلاش آنان نمي شود. دانش آموزان داراي انگيزه پيشرفت بالا، موفقيت را به تلاش و كوشش و شكست خود را به كمبود يا فقدان تلاش ها (عامل شخصي، اما قابل تغيير) نسبت مي دهند. در مقابل يادگيرندگاني كه انگيزه پيشرفت در آنان ضعيف است، عموماً شكست يا موفقيت را به عواملي مانند توانايي و استعداد، دشواري تكليف يا مساله يا شرايط محيطي و خارجي ديگر، نه تلاش، نسبت مي دهند . يادگيرندگاني كه انگيزش پيشرفت بالايي دارند براي موفقيت تلاش مي كنند و انتظـار موفقيت دارند اين انتظار به تقويت خودكارآمدي و اعتماد به نفس آنان كمك مي كند. از طرف ديگر هر گونه موفقيت، ميل به موفقيت و پيشرفت بيشتر را مي پروراند و موفقيت بعدي را تسهيل مي نمايد. اينان هنگامي كه شكست مي خورند بر تلاش هاي خود مي افزايند. در مقابل دانش آموزاني كه انگيزه پيشرفت آنان ضعيف است براي اجتناب از شكست عمل مي كنند. به عبارت ديگر هم و غم آنها دوري از شكست است. از اينرو چنين دانش آموزاني اغلب منفعل و مضطرب هستند؛ تكاليف آسان را بر مي گزينند و يا گاهي سخت ؛ احتمالا بدان جهت كه توجيهي براي شكست خود داشته باشند

اهميت انگيزش

انگيزش عامل بسيار مهم و اغلب مهمترين شرط يادگيري است اهميت آن اغلب از هوش كلي نيز بيشتر مي باشد در حقيقت روان شناسان معتقدند كه انگيزش مايه ي اساسي يادگيري است. آنها معتقدند كه در غياب انگيزش كافي براي آموختن، يادگيري در آموزشگاه نامحتمل است. مسائل انگيزشي يادگيرندگان درتعليم وتربيت و تأثير آن بر عملكرد تحصيلي جنبه ي مهمي از يادگيري اثربخش تلقي مي شود . بارها ديده شده است دانش آموزاني كه از لحاظ توانايي و استعداد تحصيلي و به عبارت ديگر هوش كلي بسيار شبيه به هم هستند، اما در پيشرفت تحصيلي تفاوت هاي زيادي با يكديگر دارند .  تلا می نویسد محققانی مانند کار و همکارانش دریافته اند كودكان با هوش بالا و كودكان با هوش پايين تر اما انتظارات پايين تر (براي پيشرفت) در مقايسه با كودكاني كه هوش پايين تر اما انتظارات بالاتري داشتند از نمرات پايين تري برخوردار بودند. پژوهش رابطه بين هوش كلي و پيشرفت تحصيلي را با ضريب همبستگي حدود0/50  = r نشان داده است يعني تنها حدود %25  واريانس پيشرفت تحصيلي را هوش كلي تعيين مي كند به سخن ديگر در %75 موارد، پيشرفت تحصيلي تحت تاثير عوامل ديگر مي باشد. مهمتر آن كه وقتي پيشرفت تحصيلي قبلي ثابت نگه داشته شود، همبستگي بين اندازه هاي هوش كلي و پيشرفت تحصيلي بعدي به حدود 30/0 =r  كاهش مي يابد. اين بدان معني است كه كمتر از %10 واريانس پيشرفت تحصيلي به وسيله هوش كلي توجيه مي شود. اين ضرايب نسبتاً پايين هستند و نشان مي دهند كه در ميان يادگيرندگان افرادي يافت مي شوند كه با استعداد كم پيشرفت چشمگيري دارند و افرادي نيز هستند كه با وجود استعداد زياد، پيشرفت تحصيلي آنان اندك است. يكي از عوامل مهم توجيه كننده اين وضعيت انگيزش مي باشد . در واقع دانش آموزان با انگيزه به يادگيري اشتياق دارند؛ علاقه مند، كنجكاو، سختكوش و جدي هستند؛ زمان بيشتري را براي مطالعه و انجام تكاليف صرف مي كنند. شايد بتوان گفت كه چنين رفتارهايي فاصله آنان را از افراد باهوش كلي بالاتر، جبران مي كنند . در همين زمينه، آكباس و كان نوشته اند : عوامل احساسي (عاطفي) مانند انگيزش و اضطراب اثرات مهمي بر پيشرفت تحصيلي دارند و مؤلفه هاي مهمي از فرآيندهاي پرورشي و آموزشي نيز هستند .

تلا و همكارانش درتلاش براي بهبود پيامدهاي شناختي و عاطفي يادگيرندگان در رياضيات و يا يادگيري در آموزشگاه ، روانشناسان پرورشي و استادان رياضيات جستوجوي پيوسته اي را براي متغيرها و عواملي (فردي و محيطي) انجام دادند كه با دستكاري آنها بتوان نتايج مطلوبي را در تحصيل فراهم آورد. از تمام متغيرهاي شخصي و روانشناختي كه توجه محققان را در اين زمينه از پيشرفت تحصيلي به خود جلب كردند، انگيزش برجستگي بيشتري داشت و اين بر ساير متغيرها نيز تأثيرگذار شناخته شد. آنان در مطالعه ي خود به اين نتيجه رسيدند كه دانش آموزان از لحاظ پيشرفت تحصيلي بر حسب ميزان برانگيختگي شان تفاوت بارزي با يكديگر داشتند. به عبارت ديگر نتايج نشان داد دانش آموزاني كه از انگيزش بالاتري برخوردار بودند در مقايسه با دانش آموزان كم انگيزه، عملكرد تحصيلي بهتري داشتند. تلا براساس يافته هاي مطالعه ي بانك و فينلاپسون مي نويسد: يادگيرندگان موفق به طور بارز از سطح انگيزش بالاتري نسبت به یادگیرندگان ناموفق برخوردارند. همچنين در تأييد يافته هاي خود به گزارش پژوهشي جان استناد می کند که پیشرفت تحصیلی همبستگی بالایی با انگيزش دانش آموزان دارد .

موفقيت يا شكست تحصيلي نيز بر انگيزش و يادگيري تاثير مي گذارند. به عبارتي ديگر، انگيزش نه تنها بر پيشرفت تحصيلي موثر است، بلكه خود نيز تحت تاثير تجارب تحصيلي (موفقيت، شكست و پيامدهاي آنها ) قرار دارد. ويژگي هاي عاطفي يادگيرندگان، شامل علاقه و انگيزش آنان نسبت به درس، در جريان يادگيري هم نقش علت و هم معلول را بازي مي كنند. تجارب يادگيري دانش آموزان در درس هاي مختلف وقتي به صورت موفقيت ها يا شكست هاي پي در پي اندوخته مي شوند به ايجاد تصورات و باورهايي در آنان نسبت به توانائي شان در يادگيري موضوعات مختلف مي انجامد. اين باورها و پندارها، انگيزش آنان را نسبت به تلاش براي يادگيري موضوعات مشابه تحت تاثير قرار مي دهد. چنين وضعيتي تاثير قابل توجهي بر اعتماد و احترام به نفس، خودكارآمدي، سبك زندگي آينده و به ويژه سلامت رواني يادگيرندگان دارد .

يكي از پيامدهاي تجربه هاي متوالي شكست يا ناموفق بودن فعاليت هاي تحصيلي، درماندگي آموخته شده است. تجربه شكست هاي متوالي اين خطر را به همراه دارد كه در شخص نوعي احساس يا باور درماندگي يا ناتواني شكل گيرد. يعني احساس كند كه تلاش هاي او بي اهميت، بي اثر و محكوم به شكست است. روشن است كه عوامل محيطي شامل نحوه قضاوت و رفتار ديگران، معلمان، والدين، همسالان نيز بر به وجود آمدن اين احساس تاثير دارند. درماندگي آموخته شده امكان فعاليت هاي هدفدار و تلاش براي كسب موفقيت و پيشرفت را از يادگيرنده سلب مي كند. چنين وضعيتي حتي ممكن است رفتار و انگيزه پيشرفت فرد را در موقعيت هاي ديگر تحصيل، زندگي و در نهايت سلامتي تحت تاثير قرار دهد . انتخاب و سازماندهي مناسب فعاليت ها و تكاليف و بهبود محيط يادگيري نقش مهمي در ارتقاي اعتماد به نفس و خودكارآمدي و از طرف ديگر جلوگيري از درماندگي آموخته شده دارد .

در واقع عوامل متعددي بر انگيزش و يادگيري تاثير مي گذارد اين عوامل در ارتباط متقابل با يكديگر قرار دارند با اين وجود شيوه اي كه فعاليت هاي تدريس و يادگيري انتخاب و سازماندهي مي شوند و شرايط محيط يادگيري از نقش بسزايي در كمك به فرآيندگان براي نيل به موفقيت برخوردارند. از اينرو با تنظيم اهداف واقع بنيانه و مناسب، انتخاب تجارب و تكاليف مناسب براي يادگيري و سازماندهي صحيح آنها (مثلاً از ساده به پيچيده) مي توان موفقيت يادگيرندگان را تسهيل كرد. اين كار به ويژه در سالهاي آغازين تحصيل كه خودپنداره و باورهاي شخص نسبت به توانائيهايش شكل ميگيرد، بسيار مهم است  .

عوامل موثر بر انگيزش

به طور كلي مجموعه اي از عوامل مرتبط با يكديگر بر علاقه و انگيزش دانش آموزان براي يادگيري تاثير دارند. اين مجموعه ممكن است شامل ويژگي هاي يادگيرنده، برنامه هاي درسي به لحاظ كمي و كيفي، ويژگي هاي معلمان، شرايط و ويژگي هاي محيط آموزشي، فعاليت ها و تكاليف يادگيري و ساير عوامل محيطي باشد. تلا براساس يافته هاي محققان تعدادي از عوامل مرتبط با عملكرد دانش آموزان در درس رياضيات را اين گونه آورده است: علاقه مندي به درس، حجم تكاليف، شخصيت، خودپنداره، احساس كفايت يا بيكفايتي، انگيزش و اعتماد به نفس، اضطراب، كافي يا ناكافي بودن تسهيلات، توانايي و مهارت معلمان، و شيوه هاي تدريس .  در ميان ويژگي هاي مربوط به يادگيرنده، مهمترين عامل نياز ميباشد. نياز به يك حالت كمبود يا نقصان در موجود زنده اشاره مي كند. وقتي موجود زنده احساس نياز مي كند، اين احساسي ناخوشايند است. هنگامي كه نياز او ارضا مي شود اين حالت براي او خوشايند مي باشد. از اينرو گفته مي شود كه انگيزه هاي آنان اعم از خودآگاه و ناخودآگاه منبعث از نيازهاي اوست. مربوط و معنادار بودن برنامه ها و تكاليف درسي نزد يادگيرندگان به ميزان تناسب و ارتباط آنها با نيازها، به ويژه نيازهاي حائز اولويت، بستگي دار.

نوع، درجه و شدت نيازها در اشخاص مختلف ، متفاوت است. همچنين تاثير نيازها در بر انگيختن فرد براي انجام رفتار بين افراد مختلف و در يك فرد در شرايط مختلف، متفاوت مي باشد. از اينرو همه يادگيرندگان به وسيله نيازها، سايق ها و مشوق هاي يكساني برانگيخته نمي شوند. برخي از شاگردان به وسيله تاييد و تشويق معلم و ديگران و برخي از طريق غلبه بر چالش ها وحل مسائل برسر ذوق مي آيند وبرانگيخته مي شوند. عوامل محيطي نيز بر ادارك افراد از آنچه كه نياز آنان محسوب مي شود و برانگيختن آنان به تلاش براي برآوردن نياز (بروز تقاضا) تاثير مي گذارند. به عنوان مثال، آموزش و تبليغ درباره انواع غذاها و الگوهاي مسكن، يا خدمات سلامتي ميتواند موجب شود مردم نيازهاي جديدي را احساس كنند يا احساس نياز در آنان به تقاضا تبديل شود. تقدير و ترفيع دانشجوي ممتاز و موفق ممكن است تمايل ديگران را براي دستيابي به مرتبه و منزلت بالاتر برانگيزاند .

نياز موجب رفتار مي شود؛ از طرف ديگر ارضاي نياز (رفتار) نيز خود ممكن است نياز و تمايل براي ارضاي نياز ديگر را موجب شود. مطابق سلسه مراتب نيازهاي مازلو، ارضا شدن نيازهاي فرد در يك سطح، او را براي ارضاي نيازهاي سطح بالاتر بر مي انگيزاند. در زمينه تعليم و تربيت، به عنوان مثال، موفق شدن دانشجو در حل يك مساله مانند تشخيص و درمان صحيح يك ناخوشي، او را براي تلاش براي يادگيري بيشتر و حل مسائل ديگر ترغيب ميكند، رضايتمندي دانشجو از تلاش خود به ويژه اگر تقويت و تقدير نيز شود، انگيزش او را تقويت مي نمايد .

نتيجه گيري

به طور خلاصه در ميان عوامل مختلف و متعدد تأثيرگذار بر عملكرد و پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان (فردي و محيطي)، انگيزش نقش برجسته و مهمي را بازي مي كند. درك و تحليل مناسب انگيزش، شامل عوامل تأثيرگذار بر آن براي معلمان و برنامه ريزان پرورشي امري ضروري محسوب مي شود. هر چند عوامل موثر بر انگيزش متعدد هستند، بسياري از آنها در محيط آموزشي از طريق برنامه ريزي، سازماندهي مناسب فعاليتها و مشاركت دادن يادگيرندگان قابل تغيير و اصلاح مي باشند. اين كار موجب افزايش كارآيي و اثربخشي فرآيندهاي آموزشي و پرورشي و در نهايت رضايتمندي ذينفعان خواهد شد.

نوشته های توصیه شده

هنوز نظری ندارید ، صدای خود را به زیر اضافه کنید!


افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *